هرمز، هنگام، قشم

این سفر به سرپرستی عارف عزیز و با شرکت 30 نفر از اعضای NCCG راس ساعت 13 در مورخه 13/09/90 از میدان راه آهن آغاز شد. قطار با یک ساعت تاخیر ساعت 14:30 حرکت کرد. اکیپ ما طبق معمول یه دست و صمیمی بود. در طول مسیر خودمونو با بازیهای مختلف تو کوپه ها مشغول کردیم. ساعت 10 صبح دوشنبه رسیدیم بندر عباس. رفتیم سمت اسکله که به جزیره هرمز بریم. متاسفانه به دلیل هوای طوفانی و مواج بودن دریا اسکله بسته شد.
مدتی منتظر شدیم. تا اینکه آقای پویان که زحمت کشیده بودن و ناهار گروه رو در هرمز تدارک دیده بودند برای ما دو تا قایق تندرو فرستادند. با قایق تندرو تقریباً بعد از 35 دقیقه به جزیره زیبای هرمز رسیدیم.

تو اسکله دوتا Toyota مارو به سمت منزل آقای پویان بردند و ناهار محلی هرمز صرف شد. حقیقتا خونگرم و مهمان نواز هستند. بعد از ناهار به سمت باغ توران که منطقه حفاظت شده و کمپ زنی میباشد حرکت کردیم. در بین راه دیدن جبیرهای رها شده در جزیره به شدت ما را به وجد آوردند.

پس از رسیدن به منطقه چادرها را برپا کردیم و بعد از قدم زدن کنار ساحل و صرف شام آتشی برپا کردیم و شب نشینی گرم و دوستانه ای گروه را دور هم جمع کرد.
سه شنبه 15/09/90
بعد از بیدارباش و صرف صبحانه کمپ را جمع کردیم. ماشین ها ساعت 8 به منطقه آمدند و اطراف جزیره گشت زدیم و از زیبائی های جزیره هزار رنگ هرمز لذت بردیم. انصافا پروردگار توانا برای خلق این جزیره نهایت هنر را به نمایش گذاشته است. خاک های رنگین و براق که زیر نور خورشید با درخشش بی نهایتش چشم را خیره می کند. در جزیره هرمز گونه ای خاک سرخ وجود دارد که جهت مصارف آرایشی به کشور فرانسه صادر می گردد.

تنوع رنگ خاک هرمز به اندازه ایست که هر ساله هنرمندان این منطقه طرحی وسیع را با آن در کنار ساحل می نگارند. دیدن قالی هزار رنگ شنی برای ما خالی از لطف نبود.

بعد از آن از قلعه پرتغالی ها بازدید کردیم. مربوط به 500 سال پیش که ساخت آن 30 سال به طول انجامید و اولین قسمتی که ساخته شد کلیسای قلعه می باشد.


جزیره هرمز حدود 7000 نفر جمعیت دارد و شغل اصلی مردمان آن صیادیست. پس از جزیره گردی و بازدید از آثار باستانی به شهر هرمز (شهری نسبتا کوچک) رفتیم تا شاهد عزاداری بومیان در روز عاشورا باشیم. بعد از آن با قایق تندرو به سمت قشم حرکت کردیم. از آنجا سریعا به ساحل دراز شیب رفتیم و دوباره با قایق تندرو
اینبار به جزیره هنگام رفتیم. جای مناسب کمپ زنی را پیدا کردیم و بعد از مستقر شدن از فرصت استفاده کردیم و پیش بسوی دریا. شنا در ساحل پاک و براق جنوب واقعا دلپذیره...


چهارشنبه 16/09/90
قایق های تندرو ساعت 8:30 صبح اومدن جزیره دنبال ما و برگشتیم به دراز شیب. تقریباً 10 دقیقیه زمان می بره و یا کمتر. این قایق سوار ی بی نظیر بود. انقدر تند می رفت که هیجانش از ترن هوایی هم بیشتر بود. وای دور پلیسی هارو که دیگه نگوووووووووو. خیلی باحال بووووووووووووووووود. به محض رسیدن به قشم رفتیم پارک کروکودیل ها. بزرگترین کروکودیلی که در اونجا نگهداری میشه 20 ساله است و 3 مترو 20 سانت طول داره. بعد با رای گیری بین جنگل حرا و دره ستارگان به دره ستارگان رفتیم.

من هم چون 2 سال پیش جنگل حرا رو دیده بودم ترجیح دادم به دره ستارگان برم. این دره که بر اثر سایش آب با خاک بوجود آمده بسیار زیبا و حیرت انگیزه.


بعد از آن بازدید از آکواریم و دنیای هزار رنگ زیر آب.

بعد از اسکان در منزلی که دوستان ما در قشم زحمت آنرا کشیده بودند و صرف ناهار تایم بعد از ظهر برای اعضای گروه آزاد بود. که گروه خود را با نظافت، گردش در شهر، قدم زدن کنار ساحل، جت اسکی، شنا و خرید مشغول نمود. من و حامد جان هم به بهترین نحو از وقتمون برای خرید استفاده کردیم!!!!
حامد جون متشکریم
پنج شنبه 18/09/90
به محض اینکه از خواب بیدار شدم طبق قولی که به ناهید و نازنین داده بودم به سمت بازار قدیم رفتیم. آدرس یه دوست قشمی رو گرفته بودم که رو دستمون با رنگ حنا طراحی کنه. این رنگ حنا باعث شد که ما زندگی قشمی ها رو از نزدیک ببینیم و حسابی باهاشون دوست بشیم و پای درد دلشون بشینیم. این عالیترین قسمت سفر بود. ساعت 11 با مینی بوس به اسکله رفتیم. و اینبار بالاخره با اتوبوس دریایی به بندر عباس رفتیم.

ساعت 2 ایستگاه راه آهن بندر بودیم. و به سمت تهران حرکت کردیم. با وجود خستگی از بازی دسته جمعی صرف نظر نکردیم. صبح ساعت 9 ایستگاه راه آهن تهران بودیم.
ممنون از عارف عزیز بخاطر سرپرستی این برنامه عالی و مفرح